English Persian

 
 

News No 91
Wednesday
24th October 2007

Archive

 

   

"سخنان محسن مخملباف در مراسم یادبود "قیصر امین پور" در (اتفاق) کانون

نویسندگان تاجیکستان"

دوستان سلام. من اگر می دانستم قرار است در این جا سخن بگویم، خودم را از پیش آماده می کردم. اما حالا به نکته ای بسنده می کنم. و چکنم که حرف های من تلخ است، هم چون خود من.

وقتی شنیدم قیصر رفت، قبل از همه به یاد این خاطره افتادم. آن وقت ها ما با قیصر در حوزه هنری بودیم. زیر نامه ای که بالایش نوشته بود (امام خمینی: هنرمندان باید تشویق و تقویت شوند) اسامی 15 نفر برای اخراج از حوزه هنری ردیف شده بود: قیصر امین پور،حسن حسینی، سلمان هراتی، محسن مخملباف، عموزاده خلیلی، وحید امیری ، محسن و نقی سلیمانی و دوستانی دیگر.

جرم این گروه از اهل شعر و ادب و سینما این بود که قلب شان برای دو آرمان انقلاب آن روزها، آزادی و عدالت، تپیده بود. و این تپش در آثار آنها ثبت شده بود.

همسر من که از تهران آمد به من گفت: یک باره یک روز صبح عکس قیصر در مطبوعات نه منتشر که منفجر شده بود. همه جا قیصر بود. در صفحات کامل ومکرر و مطول. اما وقتی قیصر اخراج شد، کسی نخواست یا جرات نکرد که به اندازه دو بند انگشت بنویسد: شاعر انقلاب اخراج شد.شاعر انقلاب وقتی شاعر انقلاب است که مرده باشد و مراکز رسمی بتوانند شعرش را هر جور که می خواهند تعبیرو تفسیر کنند.

باید عرض کنم که ما مردم ایران مردم بزرگی هستیم. هفتاد میلیون جمعیت داریم. 70 میلیون عدد کوچکی نیست. ما مردم ایران مردم ثروتمندی هستیم. نفت داریم. ما مردم ایران مردم تحصیل کرده و با هوشی هستیم. اما ما مردم به این بزرگی، یک عیب هم داریم و آن مرده پرستی است.

خانم گلرخسار پیش از من یاد کردند که آن طور که باید قیصر در تاجیکستان شناخته نشده است. می خواهم بیفزایم که حتی در ایران هم او آن طور که بود شناخته نشده است. شاعر ایرانی اگر شاعر رسمی نباشد، معمولا تا نمیرد حتی شناخته نمی شود. مگر فروغ تا زنده بود کسی او را به چیزی می گرفت. مگر سهراب زنده را کسی حتی شاعر می شناخت. نخبگان ما باید اول بمیرند و بعد شناخته شوند. آن هم آنطور که قرار است.

چند سال پیش کتابی در ایران منتشر شد به نام "جامعه نخبه کشی". شنیدم این کتاب بیش از یک میلیون در ایران فروش رفته است. باور ندارم همه آن ها که این کتاب را خریده اند آن را خوانده باشند. اما نام این کتاب برای مردم ایران آینه کنایی بوده است که خود را در آن می بینند..

ما مردم ایران عادت داریم که نخبگان خود را اول بکشیم و بعد از مرگ آن ها را عزیز و بزرگ بداریم.

آخرین بار که قیصر را دیدم، جلوی در خانه او بود. ما با هم موسسه ای را برای کمک به آموزش کودکان افغانستان راه انداخته بودیم. با آن که مریضی خودقیصر را از پا انداخته بود،اما به با سواد کردن کودکان، حتی کودکان کشور همسایه می اندیشید. به در خانه او رفته بودم تا او را راضی کنم که مسئولیتش را به کس دیگری واگذار کند. به سختی راضی شد.

وقتی شنیدم قیصر رفت، به یاد روزی که قیصر تصادف کرده بود هم افتادم. قیصر پس از تصادف چند سالی را به سختی زیست. با درد دست و پنجه نرم کرد. می توانست شرایطی فراهم شود که او این دوره را آسوده تر طی کند. اما شاعر زنده بی قدر است. ما مردم ایران به مرگ نخبگان خود نیازمندیم. زنده آن ها خطرناک است!
شهر دوشنبه
روز سه شنبه
ساعت 3 بعد از ظهر
20 نوامبر




*****

"جایزه نوآوری به بودای حنا مخملباف از مونترال"

   

سی و ششمین جشنواره بین المللی "نوو سینما" در شهر مونترال جایزه ویژه نوآوری "دنیل لنگلوئیس" خود را به فیلم سینمایی "بودا از شرم فرو ریخت" اهدا کرد. این فیلم اولین اثر بلند سینمایی حنا مخملباف، جوانترین عضو خانواده نامدار فیلمساز ایرانی، نگاهی است به شرایط و تنش های جامعه امروز افغانستان از ورای دید یک کودک.

این چهارمین جایزه در طول ماه جاری است که پس از جایزه یونیسف در جشنواره رم برای فیلم "بودا از شرم فرو ریخت" به حنا مخملباف اهدا می شود. پیش از این فیلم "بودا" موفق به دریافت جایزه ویژه هیأت داوران و جایزه تلویزیون اسپانیا از جشنواره سن سباستین شده است.

همچنین داوران این دوره جشنواره "نوو سینما" جایزه لوو طلا را به فیلم ملاقات در هیاهو ساخته اران کلیرین اختصاص دادند. هیت داوران ضمن قدردانی از فیلم استرالیایی باکسینگ دی ساخته کرایو استندرز جایزه بهترین بازیگر را به ریچارد گیرین بازیگر این فیلم اهدا کردند.

لینک به منابع خبر:
جان گریفین،نشریه گزت
برندان کلی،نشریه ورایتی




*****

"جایزه گوزن طلایی به محسن مخملباف "

   

محسن مخملباف که برای ریاست داوری فستیوال ملودیست در شهر کیو حضور یافته است، روز 20 اکتبر جایزه ویژه گوزن طلایی فستیوال را برای یک عمر فعالیت هنری دریافت کرد. این جایزه توسط رئیس جمهور اکراین به محسن مخملباف اعطا شد.

لینک به گزارش خبرگزاري ايسنا




*****

"بودای حنا مخملباف برنده جایزه یو نیسف از جشنواره رم"

   

سازمان بین المللی یونیسف جایزه ویژه "پائولو انگری" خود را به حنا مخملباف کارگردان 18 ساله کشور ایران و سازنده فیلم سینمایی "بودا از شرم فرو ریخت"، در جشنواره بین-المللی رم اهدا کرد.

حنا مخملباف روز جمعه مورخ 19 اکتبر پس از بازگشت از جشنواره گنت در کشور بلژیک برای شرکت در جشنواره رم راهی کشور ایتالیا شد.

داوران و مسئولین سازمان یونیسف به هنگام اهدای این جایزه از حنا مخملباف برای نگاه متفاوت و توجه انسانی به وضعیت کودکان قدردانی به عمل آوردند. حنا مخملباف پس از دریافت جایزه ضمن تشکر از داوران اعلام کرد:" امیدوارم این فیلم کمکی باشد به بهبود وضعیت کودکان جهان، به خصوص آن دسته از کودکان معصومی که از خشونت جنگ های جاری ساخته دست قدرت های جهان در رنجند."

امسال در بخش مسابقه اصلی دومین جشنواره رم که از تاریخ 18 تا 27 اکتبر در کشور ایتالیا برگذار می شود 22 فیلم از کشورهای مختلف جهان به رقابت می پردازند. از کشور ایران فیلم بودای حنا مخملباف برای رقابت در این بخش حضور دارد.

پیش از این فیلم سینمایی "بودا از شرم فرو ریخت" در جشنواره های بین المللی تورونتو، سن سباستین، یورو اشیا و گنت به نمایش در آمد و موفق به دریافت جایزه ویژه هیأت داوران و جایزه تلویزیون اسپانیا از جشنواره سن سباستین شد.

برای گفت و گوی حنا مخملباف درباره فیلم بودا از شرم فرو ریخت و اطلاعات بیشتر رجوع کنید به: "بودا از شرم فرو ریخت"




*****

   




*****

"بودا از شرم فرو ريخت" برنده جايزه‌ي "يونيسف" شد

   

گزارش خبرگزاري ايسنا:

در جشنواره‌ي فيلم "رم"،"بودا از شرم فرو ريخت" برنده جايزه‌ي "يونيسف" شد




*****

"محسن مخملباف رییس هیأت داوران جشنواره اوکراین"

   

سی و هفتمین دوره فستیوال سینمایی "کی اف" که از تاریخ 20 تا 28 اکتبر در کشور اوکراین برگزار می شود از "محسن مخملباف" برای ریاست داوری این دوره از جشنواره دعوت کرد. در بخش مسابقه این جشنواره 12 فیلم سینمایی و 50 فیلم کوتاه از کشورهای جهان رقابت خواهند داشت.

محسن مخملباف که اخیرا درس های خود را به عنوان رییس آکادمی فیلم آسیا در کشور کره به اتمام رسانده است در تاریخ یاد شده راهی اوکراین خواهد شد تا در کنار داوری به آموزش سینما بپردازد.

در این جشنواره فیلم های "سیب" و "پنج عصر" از سمیرا مخملباف و "روزی که زن شدم" از مرضیه مشکینی و فیلم های "گبه" ، "نون و گلدون" و "قندهار" از محسن مخملباف در برنامه مرور بر آثار خانه فیلم مخملباف به نمایش در خواهد آمد.

لینک به خبر در سایت فستیوال اوکراین:
International Jury of Film Festival Molodist 2007




*****

پرسش ها و پاسخ های همیشگی

   

از سایت خانه فیلم مخملباف این سوال ها به صورت مکرر و فراوان پرسیده می شود. برای پرهیز از اتلاف وقت پرسشگر و پاسخ دهنده در پایین قسمت صفحه خبر ماهانه این سایت، سوال ها و جواب ها آمده است، تا پرسشگران به این صفحه ارجا داده شوند و سوال ها و جواب های تکراری جدید بعدی نیز به همین بخش افزوده شود.

1- سوال: مایلیم یکی از فیلم های شما را در کشور خود برای علاقمندان به نمایش در آوریم. از کجا می توانیم آن ها را تهیه کنیم؟


جواب: معمولا این فیلم ها پخش کننده بین المللی دارند. به نام فیلم مورد علاقه تان در بخش Movie همین سایت مراجعه کنید. نام پخش کننده بین المللی را برای تماس خواهید یافت.
پخش کنندگان بین المللی کپی فیلم ها را صرفا در اختیار جشنواره ها و شرکت ها ی ثبت شده کشورها قرار خواهند داد.
برای فیلم هایی که نام پخش کننده بین المللی را در صفحه مربوطه ندارند، بایستی به تهیه کننده ایرانی آن مراجعه کرد.

2- سوال: علاقمندیم کپی VHS یا DVD بعضی از فیلم های شما را داشته باشیم به کجا باید مراجعه کنیم؟


جواب: در ایران موسسه رسانه های تصویری و حوزه هنری کپی VHS و یا CD حدود ده فیلم از خانه فیلم مخملباف را منتشر کرده اند.
در خارج از ایران در کشور فرانسه DVD فیلم های سلام سینما، گبه، نون و گلدون، سکوت، قندهار، سیب، تخته سیاه، پنج عصر، یازده سپتامبر، روزی که زن شدم منتشر شده اند.
برخی از همین فیلم ها در آمریکا و انگلیس به صورت DVD با زیرنویس انگلیسی و در ژاپن با زیرنویس ژاپنی منتشر شده اند.

3- سوال: علاقمندم بعضی از کتاب های شما را داشته باشم. به کجا باید مراجعه کنم؟


جواب: در همین سایت، زیر نام اشخاص در بخش Book نام کتابها آمده است. در بخش کتاب ها نام ناشر را می یابید. اما برخی از این کتاب ها نا یابند. به همین منظور در همین سایت، در بخش هر کتاب زیر عنوان A part of book بخش هایی یا همه کتاب قرار داده شده است.حتی متن یکی از این کتاب ها "بودا در افغانستان تخریب نشد از شرم فرو ریخت" به پنج زبان فارسی، انگلیسی، فرانسه، آلمانی، بوسنیایی در همین سایت وجود دارد. رفته رفته سعی خواهیم کرد لا اقل متن فارسی کامل همه کتاب های خانه فیلم مخملباف که علاقمندان بیشتری دارند را روی این سایت قرار دهیم.

4- سوال: من مایلم عکس هایی از فیلم های شما را داشته باشم، از کجا می توانم این عکس ها را تهیه کنم؟


جواب: به همین سایت زیر عنوان هر فیلم، به بخش گالری مراجعه شود. می توانید عکس ها را با کیفیت بالا از سایز کوچک تا بزرگ آن را پرینت یا کپی کنید.

5- سوال: من علاقمندم در مدرسه فیلم مخملباف درس بخوانم، کجا باید ثبت نام کنم؟


جواب: مدرسه فیلم مخملباف فقط برای یک دوره چند ساله فعال بود.

6- سوال: می خواهم فیلمساز شوم. قبل از آن باید سینما را بیاموزم. توصیه شما چیست؟


جواب: از بین آموزش در یک دانشکده سینمایی و یا ساختن فیلم با دوربین دیجیتال ما راه دوم را ترجیح می دهیم، چرا که این راه کوتاه تر و عملی تری است و چنانچه استعدادی در شما وجود داشته باشد زودتر معلوم می شود. دانشکده های سینمایی بیشتر معرفت عمومی شما را نسبت به سینما بالا می برند و کمتر به شکوفایی استعداد شما کمک می کنند. هر چند که برای علاقمندان جدی سینما، دانشکده های سینمایی فضای عمومی آشنایی با کار را فرا هم می کنند. شما را در کنار علاقمندان دیگر و مطلعین از سینما قرار می دهند. چنانچه در محله شما آموزشگاه مناسبی وجود داشته باشد ظرف دو سه ماه آشنایی های اولیه را برای شروع کار خواهید یافت. سینما رفته رفته از طریق امکانات دیجیتال به یک قلم ساده مبدل می شود. روز به روز اهمیت تکنیک در سینما کمتر می شود و به خلاف آن اهمیت خلاقیت هنری بیشتر خواهد شد. دوربینی که شما در اختیار دارید امروزه کم اهمیت تر از هنر شماست. مارکز می تواند رمان هایش را با یک مداد معمولی که کودکان کلاس اولی هم در کیف شان داردند بنویسد، همان طور که شما می توانید با یک دوربین خانگی معمولی فیلم بسازید، آنچه را باید در خود بیابید و تقویت کنید یک نگاه تازه و عمیق هست که از درد و رویاهای مشترک بشری حرف بزند. در این صورت درد و رویای شما، درد و رویای همگان خواهد بود و به زبان یک نسل، یک ملت یا بشریت تبدیل می شوید. دوربین دیجیتال به شما کمک می کند که اگر استعداد این کار را ندارید، زودتر متوجه شوید و آینده خود را در کار دیگری جستجو کنید.
درس های مدرسه فیلم مخملباف با این دو شعر آغاز شد:
1- آب کم جو، تشنگی آور به دست
تا بجوشد آب از بالا و پست.
2- کار نیکو کردن از پر کردن است.

7- سوال: می خواهم بازیگر شوم.


جواب: کارگردان های سینمای ایران دو دسته اند.
دسته اول: آن ها که با نا بازیگران کار می کنند. این فیلمسازان معمولاً به سراغ کسانی می روند که ای بسا هیچ علاقه ای هم به بازیگری در سینما ندارند. اما کاراکتر شخصی آن ها، برای ایفای یک نقش و معمولاً آن هم برای یک بار مناسب است و چه بسا سوژه فیلم و بازیگر یک جا در مقابل این نوع فیلمسازان ظاهر می شوند. پس طبیعتاً برای علاقمندان به بازیگری این نوع سینما نمی تواند کمکی باشد و مراجعه به آن ها اتلاف وقت هر دو طرف است.
دسته دوم: آن ها که با بازیگران حرفه ای کار می کنند. این فیلمسازان نیز دو دسته اند:
الف- آن ها که به سراغ بازیگرانی می روند که معمولاً در فیلم های دیگران درخشیده اند. (مراجعه به آن ها برای هر دو طرف اتلاف وقت است.)
ب- آن ها که به دنبال کشف استعدادهای تازه در بازیگری هستند. این استعدادهای تازه گاهی در آزمون های بازیگری که قبل از هر فیلم تشکیل می شود یافت می شود و گاهی نیز از بین بازیگران تئاتر.
پس یا وارد یک گروه تئاتری شوید و اصول اولیه بازیگری را در تئاتر تجربه کنید.
یا در آزمون هایی که کارگردان ها گه گاه برای انتخاب بازیگر فیلم بعدی خود برگزار می کنند، شرکت کنید. (خانه فیلم مخملباف معمولاً برای بعضی از فیلم های خود در کشور هایی که فیلم می سازد، این آزمون را برگذار کرده و می کند. از طریق صفحه خبر همین سایت لا اقل سالی یک بار با این موضوع برخورد خواهید کرد.)

نکته آخر درباره بازیگری:

فراموش نکنید که تعداد علاقمندان به بازیگری در ایران آنقدر بالاست که تولیدات سینمایی کره زمین نیز جوابگوی این همه علاقه نیست. در کره زمین حد اکثر سالی 3000 فیلم سینمایی ساخته می شود و در ایران سالی حدود 60 تا 80 فیلم سینمایی. در حالی که تعداد علاقمندان به بازیگری در ایران ده ها هزار تخمین زده می شود. ما همیشه نگران سرخوردگی علاقمندانی هستیم که در این عدم تناسب عرضه و تقاضا شکست می خورند. طبیعی است که اکثریت محروم می مانند.

8- سوال: من مایلم در خانه فیلم مخملباف کار کنم.


جواب: خانه فیلم مخملباف نامی است که یک خانواده بر فعالیت های خود گذشته اند. هر گاه که فیلمی شروع می شود، تعدادی از همکاران حرفه ای سینما برای یک دوره دو ماهه با این خانواده همراه می شوند و در همان محل فیلمبرداری تعدادی همکار محلی که هر کدام در زمینه ای تخصص دارند، به مدت دو ماه با این خانواده همکاری می کنند. پس از پایان فیلم برداری دوباره خانه فیلم مخملباف چیزی جز همان خانواده نیست.

9- سوال: من مایلم فیلمنامه نویس شوم، توصیه شما چیست؟


جواب: همین الان قلم را بردارید و درباره چیزی که علاقه دارید و با آن آشنا هستید یک فیلمنامه بنویسید. اگر به خودتان گفتید: (باشد بعداً خواهم نوشت) بدانید که در این امر جدی نیستید.
اگر شما کوچک ترین وقتی را که به دست می آورید به دوستتان زنگ می زنید یا به مهمانی می روید، شما اهل آداب و معاشرت هستید. اگر در هر فرصتی کتابی را برمی دارید که بخوانید، شما اهل مطالعه اید. اگر به سینما می روید و یا فیلم می بینید، شما تماشاچی هستید. اما اگر در هر فرصتی فوری قلم را برمی دارید و درباره آنچه در ذهنتان دارید و یا آنچه در پیرامونتان می گذرد مطلبی می نویسید، شما نویسنده اید و اگر آنچه می نویسید، فیلمنامه است، شما فیلمنامه نویسید. اما این که این فیلمنامه ای که می نویسید، چه عمقی دارد، بستگی دارد به عمقی که شما دارید. این که چقدر بشری است، بستگی دارد به این که چقدر دغدغه های شما شخصی نیست و بشری است.
ضمناً کتاب های راهنمای فیلمنامه نویسی و خواندن و فیلمنامه های دیگران می تواند چیز هایی را به شما بیاموزد.
کتاب های صد سال سینما صد فیلمنامه که آثار کلاسیک در زمینه فیلمنامه نویسی است از نشرنی به همین منظور منتشر شده است.
در همین سایت نیز تعدادی از فیلمنامه های خانه فیلم مخملباف به فارسی یا انگلیسی قرار داده شده است.

10- سوال: فیلمنامه ای نوشته ام و مایلم که یکی از اعضای خانه فیلم مخملباف آن را بسازد.


جواب: اعضای خانه فیلم مخملباف معمولاً از تجربیات زندگی خود یا آنچه در پیرامونشان اتفاق می افتد و یا در جهان معاصر موضوعی جدی است فیلم می سازند. ابتدا موضوعی آن ها را متاثر و علاقمند می کند. بعد آن ها حول آن موضوع مطالعه می کنند. چنانچه آن موضوع در شهری یا کشوری غیر از شهر و کشور محل اقامت آن ها اتفاق بیفتد به آنجا سفر می کنند و بر اساس مشاهدات در محل فیلمنامه خود را می نویسند.

11- سوال: فیلمنامه ای نوشته ام، آن را بخوانید و مرا راهنمایی کنید:


جواب: اگر در ابتدای راه هستید. راهنمایی های ما برای شما چیزی بیش از راهنمایی هایی که کتاب های آموزشی فیلمنامه نویسی به مبتدیان توصیه می کنند، نیست. اگر هم حرفه ای هستید، ما از خواندن متن دوستان حرفه ای برای جلوگیری از هر نوع سوءتفاهمی در آینده عذر می خواهیم.

12- سوال: علاقمندم با شما مصاحبه کنم. این مصاحبه در مورد یکی از فیلم ها و یا در مورد کارهای تازه شماست.


جواب: روی سایت خانه فیلم مخملباف درباره هر فیلمی به اندازه کافی مصاحبه از سازنده هر فیلم وجود دارد که می تواند، پاسخگوی سوالات شما باشد. معمولاً کارگردان هر فیلم با اولین حضور فیلم در یک جشنواره بین المللی در آنجا چندین روز پی در پی را به گقتگو های مطبوعاتی در باره آن فیلم اختصاص می دهد، و یکی دو نمونه از آن مصاحبه ها در همین وب سایت قرار می گیرد و پس از آن کارگردان درگیر فیلم بعدی خود می شود.
در مورد اخبار تازه، بخش خبر سایت خانه فیلم مخملباف در اول هر ماه میلادی اخبار تازه را به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر می کند.

13-س: محسن مخملباف در مهر ماه سال 1383 به کشور تاجیکستان رفت و فیلم سکس و فلسفه را در انجا ساخت،.بعد به کشور هند رفت و فیلم فریاد مورچه ها را ساخت ،پیش از این نیز برای ساخت چند فیلم در افغانستان اقامت کرده بود.ایا در اینده نیز چنین خواهد بود؟ چرا دیکر در ایران فیلم نمی سازید؟ایا ایران را ترک کرده اید؟

ج:زندگی ما معمو لا در حوالی لوکیشن فیلم ها یمان جاری است.از زمانی که شروع به نوشتن فیلمنامه می کنیم در همان محلی که سوژه اتفاق می افتد یا قرار است فیلم ساخته شود، زندگی می کنیم ، تا شرایط سوژه فیلم را بهتردرک کنیم و به عبارتی سوژه را درونی کنیم.
تقریبا در مورد هر فیلم از زمان نوشتن فیلمنامه و دوران تدارک و فیلمبرداری حدود 6 ماه از عمر ما در کشوری صرف می شود که قرار است فیلمی در ان متولد شود.
این یک نوع اوارگی هنری خود خواسته است ، برای پرهیز از فشار سانسور در کشور ایران و یا علاقه به ساختن سوژه های بشری که در جایی غیراز ایران اتفاق می افتند. عمر کوتاه است و نمی توان مثلا یک دهه را به انتظار نشست و عمر را تلف کرد تا اوضاع برای فیلم سازی در کشور خودمان مناسب ترشود.

14- س:اگرقرار بود در کشوری اقامت بیشتری داشته باشید کجا را ترجیح می دادید؟

ج:در وهله اول ایران.اما نه به هر قیمتی.من یک فیلم سازم، چنانچه زیستن در ایران مساوی با فیلم نساحتن باشد،من بین ایران و فیلمسازی دومی را انتحاب می کنم.البته به قول ناپلئون(هرگز نگو هرگز) من نمی خواهم بگویم که دیگر در ایران فیلم نخواهم ساخت، بلکه می گویم واقعا هر کجا شرایط مناسبتری برای خلاقیت هنری فراهم باشد، من انجا را ترجیح می دهم.آن هم برای کار و نه زندگی.چه حوصله ای می خواهد این زندگی مکررو ملال آور.که هر روزش چیزی نیست جز تماشای بازگشت به قهقراهای تاریخی جوامع بشری.

15- س:در جشنواره دوشنبه تاجیکستان بحثی را مطرح کردید به عنوان سینماگران بدون مرز.آیا شما خودتان ازسینماگران بدون مرزید؟

ج: سینماگر بدون مرز چیز عجیب و غریبی نیست.اسمی است شبیه پزشکان بدون مرز. وقتی می شود برای نجات زخمی شدگان یک جنگ، بدون در نطر گرفتن ملیت پزشک و بیمار به مداوا پرداخت،چرا نتوان با عنوان فیلمساز بدون مرز به دردهای عام بشری پرداخت؟
سینما از همان ابتدای پیدایشش مرزهای جغرافیایی را در هم شکست. برادران لومیر فرانسوی بودند اما سینمایی را که سا ختند، تنهافرانسوی نماند و جهانی شد.
امروزه تصور مردم کشورهای مختلف بیش از این که ناشی از مسافرت به کشورهمدیگر بوده باشد، ناشی از تصاویر سینماست.هر کس کافی است لیست کشور های موجود در کره زمین را پیش روی بگذارد و از خود بپرسد در باره هر یک از ان کشور ها جز نام چه می داند. ملت ها یی که بیش از یک نام در باره ان ها می دانیم ،عمدتا ان هایی هستند که از ایشان احتمالا فیلمی دیده ایم.ملل مختلف روح ملی همدیگر را از ورای تصاویر سینمای مولف درک می کنند.
بحث سینماگران بدون مرز از این جا پیش می اید که غلیرغم ان که در کره زمین بیش از200 کشور و هزاران زبان و فرهنگ وجود دارد ، ولی سینمای غالب که 90 در صد سالن های سینمای جهان را در اشغال خود در آورده است، سینمای هالیود است.
تحت سیطره اقتصادی- تبلیغاتی هالیود، نه تنها سینمای هنری و مولف که حتی سینمای ملی بسیاری از کشورها از بین رفته است و بسیاری از ملل بی تصویر مانده اند.
فیلمسازان دیگری هستند که به دلیل سانسور از کشورشان مهاجرت کرده اند.این فیلم سازان نمی توانند یکی دو دهه از عمرشان را در انتظار بنشینند تا مردان سانسور کشورشان سر عقل بیایند و بدانند که سانسورراه حل مسائل نیست.
این فیلم سازان می توانند در شرایط مناسب دیگری آثار خود را خلق کنند.حتی این آثار به مرور زمان به دست هموطنان این فیلمسازان نیز خواهد رسید. اما اگر ان ها در کشورشان بمانند، هیچ اثری را نمی توانند خلق کنند.
نکته دیگر مسئله نگاه است. در گذشته بسیاری از مستشرقین که بیش تر از کشورهای غربی بوده اند، به کشورهای شرقی می آمده اند و فیلم مستند یا فیلم سینمایی می ساخته اند و یا کتاب می نوشته اند.چرا این حرکت از سوی شرق به غرب یااز خود شرق به شرق نباشد؟
این بحث هم چنان می تواند کمک کند به شکستن یک تابو که از نقد برخی از منتقدین یک سو نگر ایجاد شده است که هر فیلم سازی فقط لیاقت دارد تا در کشور خودش فیلم بسازد. اگر این تز درست می بود و تارکوفسکی هم ان را پذیرفته بو،د شاهکاری چون نوستالژیا از یک فیلم ساز روسی در ایتالیا چگونه خلق می شد؟ وآیا سینما از داشتن فیلم های کیسلوفسکی که اکثرا در مهاجرت ساخته شده، محروم نمی ماند.




*****